تبليغاتX
5 ثانیه به قتل عقربه -

با نام و یاد خدا

 

سلام ... بین دلگویه های پست قبلی انتقاداتی به این شیوه ی کاری در وبلاگ( فضای تخصصی شعر) شد که این باعث بسی خوشندی بنده شد که دوستانی این بحث را جدی گرفته اند.

اما توضیح: همانگونه که از نام صندوق نظرات پیداست(دلگویه) نیت من گرفتن نظرات دوستان بود. حتی در حد یک ((چقدر بد بود)). البته هر فرد با در نظر گرفتن بنیه اش برای نقد. مثلاً از دوست گرانقدر ((...)) که دستی در نقد کشور دارد انتظار می رود تا بیشتر به این کودکان شعر توجه نشان دهد.

هر فردی ((هر چه دلش خواست بخواهد بکند)). اما به این حقیر نیز گوشه ی چشمی نشان دهید.

با سپاس فراوان....

 

وشعر:

 

تاوان ساعت شده است ثانيه

که زجرکش شده کفش

بوی علفم می زند بالا تا خرخره

گوسفند بياوريد

            به ايوب کمک کند

 

  •  

دقيقه دو شقه می شود

                   لای همين انتظار

که قرار قله ی قاف نرسيدن باشد

سايه قد قامت می کند بلند

تيکِ تاک می گيرد گوشهام کر

آويزان زمان می شوم

زمين گير پاهام

            پلک سنگين می کند

ساعت مشت می شود

                 روی ثانيه

می نشيند روی چشم من

اشک می شود گير عقربه

که عقربه تر می شود

که عقربه تر می شود به اشک

ساعت زنگ می زند به من

ثانيه آبستن نمی شود به حضور

و سايه ساز سياهی می زند

که

غائله ختم بايد

به رسيدني که نمی رسم

 

  •  

تاوان ساعت شده است ثانيه

گوسفند بيچاره نمی داند

انتظار کدام هجا از بوئ علف بود

که به ساز سياه رقصيديم

غائله ختم که می شود

......................

..................

.............................

فردا زنگ ساعت برای کيست

 

 

هانی شجاعی

+ دوشنبه چهارم تیر 1386/ 5:9/هانی شجاعی |